![]() |
![]() |
|
| ساده بودم كه تو را ساده تجسم كردم درد لبخـند تـو را بـا گريـه تبـسم كـردم |
|
سلام دوستای عزیزم.امیدوارم حالتون خوب باشه.
من که یه چند روزیه اصلا حالم خوب نیست. چند تا شعر براتون میذارم،خدا کنه خوشتون بیاد.
غـروبـا میون هــفته بر سـر قـبر یه عاشـق یـه جوون مـیاد مـیزاره گـلای سـرخ شـقایـق بی صـدا میشکنه بغضـش روی سـنـگ قبـر دلدار اشک میریزه از دو چـشـمش مثل بارون وقت دیدار زیر لب با گـریه مـیگه : مـهـربونم بی وفایـی رفتی و نیـسـتی بدونی چـه جـگر سـوزه جـدایی آخه من تو رو می خواستم اون نجـیـب خوب و پاک اون صـدای مهـربون ، نه سـکــوت ســرد خــاک تویی که نگاه پاکت مـرهـم زخـم دلــــم بـود دیدنـت حـتی یه لـحــظه راه حـل مشکـلـم بود تو که ریـشه کردی بـا من، توی خـاک بی قراری تو که گفتی با جـدایی هـیـچ مـیونه ای نداری پس چـرا تنهام گذاشـتی توی این فـصل ســیاهی تو عـزیـزترینی اما یه رفیـق نــیـمه راهــی داغ رفتنـت عـزیـزم خط کـشـیـد رو بـودن مـن رفتی و دیگـه چـه فایده ناله و ضـجـّه و شیـون تو سـفر کردی به خـورشـید ، رفتی اونور دقایق منـو جا گذاشتی اینجا با دلی خـســته و عاشـق نمـیـخـوام بی تو بمـونم ، بی تـو زندگی حرومــه تو که پیش من نبـاشـی ، هـمـه چـی برام تمـومه عاشـق خـسـته و تنها سـر گـذاشـت رو خاک نمناک گفت جگر گـوشـه ی عـشـقو دادمـش دسـت توای خاک نزاری تنها بمونـه ، هــمـدم چـشـم سـیـاش باش شونه کن موهاشو آروم ، شـبا قصـه گو بـراش باش و غـروب با اون غـرورش نتونسـت دووم بـیـــاره پاکشـیـداز آسـمـون و جاشـو داد به یـک سـتارهاون جــوون داغ دیـده با دلـی شـکـسـته از غـم بوسـه زد رو خـاک یار و دور شد آهسـته و کم کم ولی چند قدم که دور شد دوباره گـریه رو سـر داد روشــــو بــر گــردونـــد و داد زد
در دشـت عـشق او رها گـشتم در خیــالم رویــا هــا داشــــتم دسـتـم در دسـتان عاشقـش بود آغوش گرمـش هـمـیـشه تکـیه گاه اسـتوارم بود بسـتم چـشمانم را و گـفـتم بارخـــدایـا!!! دارم ز تــــــو مــن خواهــــشی خواهــم که تا هــمیشه باشـد دسـت او در دسـت من خواهــم که باشـد آغــوش او تکـیه گـاه امن من خـواهـم که با دسـتان گرمـش پاک کــند اشکـهای پاکـم را خواهــم که جـای قـــطره ی اشـک،بــه روی گـونه ام گــل بوسه نشانــد گـشــودم چـشــم تـا بـبـیـنـم رخ آن یـار بی وفـــا دیـــدم کــسـی نـــیــسـت در بـــرم در بــیـابــانـی خــامـوش شــده ام فــرامــوش تــنــهــــــــــــای تـنــهـــــــــــــــــــا!!!
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه هشتم آذر 1386ساعت 14:25 توسط آشـــنا |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
به چشمم اشک ماتم حلقه بسته
دلم در حلقه غم ها نشسته لبم بی نغمه مانده سینه پر درد زبانم بسته و سازم شکسته |
| نوشته های پیشین |
|
هفته چهارم مرداد 1387 هفته سوم اردیبهشت 1387 هفته چهارم بهمن 1386 هفته اوّل دی 1386 هفته دوم آذر 1386 هفته اوّل آبان 1386 هفته دوم مهر 1386 هفته اوّل مهر 1386 |
|
RSS
|