![]() |
![]() |
|
| ساده بودم كه تو را ساده تجسم كردم درد لبخـند تـو را بـا گريـه تبـسم كـردم |
|
از دیده به جای اشک خون می آید
دل خون شده از دیده برون می آید
دل خون شد از این غصه که از قصه ی عشق
می دید که آهنگ جنون می آید
می رفت و دو چشم انتظارم بر راه
کان عمر که رفته باز چون می آید
با لاله که گفت حال ما را که چنین
دل سوخته و غرقه به خون می آید
کوتاه کن این قصه ی جانسوز ای شمع
کز صحبت تو بوی جنون می آید (دکتر علی شریعتی) مرا میــفهمی،همـین کــه مــیدانی بـا عـشـــق دوسـتــت دارم کـافـی اسـت...
You Understand Me,, It is Sufficient
Wich You Know I Love YouWithLove
|
|
+ نوشته شده در
جمعه هفتم دی 1386ساعت 15:15 توسط آشـــنا |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
به چشمم اشک ماتم حلقه بسته
دلم در حلقه غم ها نشسته لبم بی نغمه مانده سینه پر درد زبانم بسته و سازم شکسته |
| نوشته های پیشین |
|
هفته چهارم مرداد 1387 هفته سوم اردیبهشت 1387 هفته چهارم بهمن 1386 هفته اوّل دی 1386 هفته دوم آذر 1386 هفته اوّل آبان 1386 هفته دوم مهر 1386 هفته اوّل مهر 1386 |
|
RSS
|