تبليغاتX
کلبه عشق و عرفان
ساده بودم كه تو را ساده تجسم كردم درد لبخـند تـو را بـا گريـه تبـسم كـردم
سلام بچه ها!خوبیـــن؟

این آخرین پست این وبلاگه!

برای دیدن وبلاگ جدید من روی لینک زیر کلیک کنیــد!!

 

http://www.sahand110.blogfa.com 

 

 منتظــرتون هستــم!

بای بای

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هفتم مرداد 1387ساعت 18:50  توسط آشـــنا | 

 

خیلی سخته چیزی رو که تا دیشب بود یادگاری

صبح بلند شی ببینی که دیگه دوستش نداری

خیلی سخته که نباشه هیچ جایی برای آشتی

بی وفا شه اونی که جونتو واسش گذاشتی

خیلی سخته اون کسی که اومد و کردت دیوونه

هوساش وقتی تموم شد بره و پیشت نمونه

خیلی سخته که عزیزی یه شب عازم سفر شه

تازه فردای همون روز از دوست عاشقش با خبر شه

خیلی سخته توی پاییزبا کسی آشنا شی

اما وقتی که بهار شد یه جوری ازش جدا شی

خیلی سخته یه غریبه به دلت یه وقت بشینه

بعد به اون بگی که چشمات نمی خواد اونو ببینه

خیلی سخته که ببینیش توی یک فصل طلایی

کاش مجازات بدی داشت توی قانون بی وفایی

خیلی سخته واسه اون بشکنه یه روز غرورت

ولی اون نخواد بمونه همیشه سنگ صبورت

خیلی سخته اون که دیروز تو واسش یه رویا بودی

                                            از یادش رفته که واسش تو تموم دنیا بودی

 

                   

                        

                                                              می خواهم بگذرم


بگذرم از هر آنچه که تو ندیدی و من احساس کردم


تو نشنیدی هر چند بار که من گفتم و تکرار کردم


ساختم و تو خراب کردی


و من چقدر تشنهء حرفهایی بودم که تو هرگز نزدی


اشک ریختم


برای روزهایی که چه نیازمند تو بودم و کنارم نبودی


برای خودم که چگونه غرق تو شدم


و به یاد آوردم‌ خودم را


که چگونه پر از تفکرات بزرگ بودم


چگونه پرواز را دوست داشتم


و تو را که بالهای مرا شکستی


همچون قلبم



می خواهم بگذرم


از تو


از عشق ویران کنندهء تو


از منی که با تو بوجود میامد


و چه غریب بود


قلب این پرنده امروز از پیش تو پرواز خواهد کرد

 

               

 

                                        

                                                 سوختم باران بزن شاید تو خاموشم کنی

 

 

شاید امشب سوزش این زخم ها را کم کنی                                  

 

 

                                                 آه باران من سرا پای وجودم آتش است

 

 

                                     پس بزن باران بزن شاید تو خاموشم کنی 

 

 

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه پانزدهم اردیبهشت 1387ساعت 19:39  توسط آشـــنا | 
سلام.سلام.سلاممیدونم که حالتون خوبه چون اگه بد بودین الان اینجا نبودین

ببخشید که من زود به زود آپ نمیکنما!به خدا سرم شلوغهحالا اینا رو بی خیال...

روز ولنتاین رو به همتون تبریک  میگم! ! !

این عکس خوشگل هم تقدیم به همه ی شما...

               ولنتاینتون مبارک....


چند سالي ست حوالي 25 بهمن ماه (14 فوريه) كه مي شود هياهو و هيجان را در خيابان ها مي بينيم. مغازه هاي اجناس كادوئي لوكس و فانتزي غلغله مي شود. همه جا اسم والنتاين به گوش مي خورد. از هر بچه مدرسه اي كه در مورد والنتاين سوال كني مي داند كه "در قرن سوم ميلادي كه مطابق مي شود با اوايل امپراطوري ساساني در ايران، در روم باستان فرمانروايي بوده است بنام كلوديوس دوم. كلوديوس عقايد عجيبي داشته است از جمله اينكه سربازي خوب خواهد جنگيد كه مجرد باشد. از اين رو ازدواج را براي سربازان امپراطوري روم قدغن مي كند.كلوديوس به قدري بي رحم وفرمانش به اندازه اي قاطع بود كه هيچ كس جرات كمك به ازدواج سربازان را نداشت.اما كشيشي به نام والنتيوس(والنتاين)،مخفيانه عقد سربازان رومي را با دختران محبوبشان جاري مي كرد.كلوديوس دوم از اين جريان خبردار مي شود و دستور مي دهد كه والنتاين را به زندان بيندازند. والنتاين در زندان عاشق دختر زندانبان مي شود .سرانجام كشيش به جرم جاري كردن عقد عشاق،با قلبي عاشق اعدام مي شود...بنابراين او را به عنوان فدايي وشهيد راه عشق مي دانند و از آن زمان نهاد و سمبلي مي شود
براي عشق!"

        ~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~

این خرس کوچولوی نانازی هم هدیه ی ... (هرچند باهاش قهرم ولی جهنم الضرر)

                         

 

دوستون دارم

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و چهارم بهمن 1386ساعت 22:25  توسط آشـــنا | 

 

از دیده به جای اشک خون می آید

دل خون شده از دیده برون می آید

دل خون شد از این غصه که از قصه ی عشق

می دید که آهنگ جنون می آید

می رفت و دو چشم انتظارم بر راه

کان عمر که رفته باز چون می آید

با لاله که گفت حال ما را که چنین

دل سوخته و غرقه به خون می آید

کوتاه کن این قصه ی جانسوز ای شمع

کز صحبت تو بوی جنون می آید

(دکتر علی شریعتی)

Click for Full Size View

  مرا میــفهمی،همـین کــه مــیدانی

  بـا عـشـــق دوسـتــت دارم

   کـافـی اسـت...

 

 

 You Understand Me,, It is Sufficient

 

Wich You Know I Love YouWith

Love

 

Click for Full Size View

+ نوشته شده در  جمعه هفتم دی 1386ساعت 15:15  توسط آشـــنا | 
سلام دوستای عزیزم.امیدوارم حالتون خوب باشه.

من که یه چند روزیه اصلا حالم خوب نیست.نمیدونم چرا!!!؟دیگه از زندگی کردن خسته شدم.طاقت تحمل اینهمه سختی و مشکل رو ندارم.اگه بگم روزی هزار بار آرزوی مرگ میکنم دروغ نگفتم.تورو خدا برام دعا کنید

چند تا شعر براتون میذارم،خدا کنه خوشتون بیاد.

 

غـروبـا میون هــفته بر سـر قـبر یه عاشـق

یـه جوون مـیاد مـیزاره گـلای سـرخ شـقایـق

بی صـدا میشکنه بغضـش روی سـنـگ قبـر دلدار

اشک میریزه از دو چـشـمش مثل بارون وقت دیدار

زیر لب با گـریه مـیگه : مـهـربونم بی وفایـی

رفتی و نیـسـتی بدونی چـه جـگر سـوزه جـدایی

آخه من تو رو می خواستم اون نجـیـب خوب و پاک

اون صـدای مهـربون ، نه سـکــوت ســرد خــاک

تویی که نگاه پاکت مـرهـم زخـم دلــــم بـود

دیدنـت حـتی یه لـحــظه راه حـل مشکـلـم بود

تو که ریـشه کردی بـا من، توی خـاک بی قراری

تو که گفتی با جـدایی هـیـچ مـیونه ای نداری

پس چـرا تنهام گذاشـتی توی این فـصل ســیاهی

تو عـزیـزترینی اما یه رفیـق نــیـمه راهــی

داغ رفتنـت عـزیـزم خط کـشـیـد رو بـودن مـن

رفتی و دیگـه چـه فایده ناله و ضـجـّه و شیـون

تو سـفر کردی به خـورشـید ، رفتی اونور دقایق

منـو جا گذاشتی اینجا با دلی خـســته و عاشـق

نمـیـخـوام بی تو بمـونم ، بی تـو زندگی حرومــه

تو که پیش من نبـاشـی ، هـمـه چـی برام تمـومه

عاشـق خـسـته و تنها سـر گـذاشـت رو خاک نمناک

گفت جگر گـوشـه ی عـشـقو دادمـش دسـت توای خاک

نزاری تنها بمونـه ، هــمـدم چـشـم سـیـاش باش

شونه کن موهاشو آروم ، شـبا قصـه گو بـراش باش

و غـروب با اون غـرورش نتونسـت دووم بـیـــاره

پاکشـیـداز آسـمـون و جاشـو داد به یـک سـتاره

اون جــوون داغ دیـده با دلـی شـکـسـته از غـم

بوسـه زد رو خـاک یار و دور شد آهسـته و کم کم

ولی چند قدم که دور شد دوباره گـریه رو سـر داد

روشــــو بــر گــردونـــد و داد زد

بـه خـدا نـمــیـری از یاد

TinyPic image

 

در دشـت عـشق او رها گـشتم

در خیــالم رویــا هــا داشــــتم

دسـتـم در دسـتان عاشقـش بود

آغوش گرمـش هـمـیـشه تکـیه گاه اسـتوارم بود

بسـتم چـشمانم را و گـفـتم بارخـــدایـا!!!

دارم ز تــــــو مــن خواهــــشی

خواهــم که تا هــمیشه باشـد دسـت او در دسـت من

خواهــم که باشـد آغــوش او تکـیه گـاه امن من

خـواهـم که با دسـتان گرمـش پاک کــند اشکـهای پاکـم را

خواهــم که جـای قـــطره ی اشـک،بــه روی گـونه ام گــل بوسه نشانــد

گـشــودم چـشــم تـا بـبـیـنـم رخ آن یـار بی وفـــا

دیـــدم کــسـی نـــیــسـت در بـــرم

در بــیـابــانـی خــامـوش شــده ام فــرامــوش

تــنــهــــــــــــای تـنــهـــــــــــــــــــا!!!

TinyPic image

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه هشتم آذر 1386ساعت 14:25  توسط آشـــنا | 
این قسمت های کوتاه و زیبا قسمتهایی از کتاب عطیه ی برتر نوشته ی پائولو کوئلیو عارف

برزیلی است.اگه می تونید حتما بخونیدشون.خیلی قشنگن.

 

عشق زندگی است.عشق هرگز خطا نمیکند و زندگی تا زمانی که عشق هست به خطا نمیرود.در

بنیان تمامی مخلوقات عشق همچون عطیه ی برتر حاضر است.زیرا هنگامی که هر

چیز به پایان میرسد...تنها عشق است که میماند........

                            ~~~~~~~~~~~~~~~

عشـــــــــق

بــــــــــردبــــار است

عشـــــــــق مهـــــربــان است

در آتــش حســـد نــمی سوزد

کــــبر نـــدارد،غــرور نــدارد

اطــــوار نــاپســـــندیده نـــدارد

نــفع خـویش را خــواهان نــیست

خـــــــشــم نمـــی گـــیرد

ســـــــــوء ظن نــــدارد

از نــاراســــتی شــاد نمــی شود امـــّا

بــــا راســـــــتی به شــعف مــی آید

در همـــه چیـــز صبـــــر مــی کنــد

همـــه را بـــاور میکنــد

همــــــــواره امیــــــــــــــدوار است

و همـــــواره بـــــردبـــار

عشــــــــق هرگــــــز نـابــود نمــی شود

 

 

ســه چیز می ماند،ایمـــان،امیــــد و عشـــق

امـــّا بــرتـــرین آنــها عشـــق اســت

 

 

پطرس می گوید:«فــراتر از هـر چــیز،با تـمامی شور بـه یکـدیگـرعشق بورزید.چـرا کـه عشق

ستــر کثـرت گناهان اسـت

یوحنـّا از این هم فراتـر می رود:«خــــداونــــــــد عشـــق است

و در متنی از پولُس می خوانیم:«فرجـــام شــریعت عشـــق است.عشق اجـــرای شـریعت است»

در فرمــانی می بینیم:«خــدا را فــراتـر از هـر چیـز دوست بــدارید و نام مقدسـش را بی جهت

بـر زبان میاورید.این عشق است»

                              ~~~~~~~~~~~~~

عشق مستلـزم این است که از تمامی قوانین خــداونـد پیــروی کنیم.

عشق قانونی است که در خــود،تمامی قـانون های دیگـر را خلاصه میکند.

عشق فرمــانی است کــه توجیه تمامی فرمان های دیگر است.

عشـــق راز زندگــی اســت...

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه دوم آبان 1386ساعت 20:23  توسط آشـــنا | 
 

خــــــداوندا

اگر روزي بشــــــر گردي

ز حال ما خــــبر گردي

پشــــيمان مي شوي از قصه خلقت

از اين بودن از اين بدعـــت

خـــــــداوندا

نمي داني که انــــسان بودن و ماندن در اين دنــــيا

چه دشـــــوار است

چه زجري مي کشــــد آنکس که انسان است

                             و از احســــاس ســــرشار است

                                            

Your Image Thumbnail                                          

+ نوشته شده در  چهارشنبه دوم آبان 1386ساعت 19:51  توسط آشـــنا | 

دیگه طـــاقــــتم تـــموم شده می خوام داد بزنم

واسه این دلی که پر ز عـــشقه فریاد بزنم

دل می خواد بــــهت بگه دوســـتت دارم خیلی زیاد

دلم از خدا به جز تو دیگه هــــیچی نمی خواد

وقتی که می خـــــــندی تازه میــــشم و جون می گیرم

اگه خــــنده بره از لــبهای نازت میـــمیرم

اومدم بـــهت بـــگم تـــمام دنیای منی

تو هـــمون فرشــــته ای هستی که رویای منی

دوســـــت دارم بدونی دنیا رو فقط با تو میخوام

پا به پات تا آخـــــر دنیا اگه بخوای میام

چشمای خــــــسته ی من فـــقط به امـــید اینه

همیــــشه چشــــمای مهربونت رو ببینه

قـــــلب من فقط با بودن تــــــو آروم میگیره

اگـــــه تو نباشی دنیا پیـــش چشــــمام می میره

آرزوم اینه دســـتت توی دســـت من باشه

دیگه هیچ وقت نمـــیخوام دســتامون از هم جـــــدا شه

 

Your Image Thumbnail

  

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه دوم آبان 1386ساعت 19:37  توسط آشـــنا | 

اين روزا عادت همه رفتن ودل شكستنه
درد تموم عاشقا پاي كسي نشستنه
اين روزا مشق بچه ها يه صفحه آشفتگيه

گرداي رو آينه ها فقط غم زندگيه 

اين روزا درد عاشقا فقط غم نديدنه
مشكل بي ستاره ها يه كم ستاره چيدنه    
اين روزا كار گلدونا از شبنمي تر شدنه
آرزوي شقايقا يه شب كبوتر شدنه
اين روزا آسمونمون پر از شكسته باليه
جاي نگاه عاشقت باز توي خونه خاليه
اين روزا كار آدما دلهاي پاك رو بردنه
بعدش اونو گرفتن و به ديگري سپردنه
اين روزا كار آدما تو انتظار گذاشتنه
ساده ترين بهانشون از هم خبر نداشتنه
اين روزا سهم عاشقا غصه و بي وفاييه
جرم تمومشون فقط لذت آشناييه
اين روزا توي هر قفس يكي دو تا قناريه
شبها غم قناريها تو خواب خونه جاريه
اين روزا چشماي همه غرق نياز شبنمه
رو گونه هر عاشقي چند قطره بارون غمه
اين روزا عادت گلها مرگ و بهونه كردنه
كار چشماي آدما دل رو ديونه كردنه
اين روزا كار رويامون از پونه خونه ساختنه
نشونه پروانگي زندگي ها رو باختنه
اين روزا تنها چارمون شايد پرنده مردنه
رو بام پاك آسمون ستاره رو شمردنه
اين روزا آدما ديگه تو قلب هم جا ندارن
مردم ديگه تو دلهاشون يه قطره دريا ندارن
اين روزا فرش كوچه ها تو حسرت يه عابره
هر جا يكي منتظر ورود يه مسافره
اين روزا هيچ مسافري بر نمي گرده به خونه
چشاي خسته تا ابد به در بسته مي مونه
اين روزا قصه ها همش قصه دل سوزوندنه
خلاصه حرف همه پر زدن و نموندنه
اين روزا درد آدما فقط غم بي كسيه
زندگيشون حاصلي از حسرت و دلواپسيه
اين روزا خوشبختي ما پشت مه نبودنه
كار تموم شاعرا فقط غزل سرودنه
اين روزا دوستا هم ديگه با هم صداقت ندارن
يه وقتا توي زندگي همديگر و جا مي ذارن
جنس دلاي آدما اين روزا سخت و سنگيه
فقط توي نقاشيا دنيا قشنگ و رنگيه
اين روزا جرم عاشقي شهر دل و فروختنه
چاره فقط نشستن و به پاي چشمي سوختنه
اسم گلا رو اين روزا ديگه كسي نمي دونه
اما تو تا دلت بخواد اينجا غريب فراوونه
اين روزا فرصت دلا براي عاشقي كمه
زخماي بي ستاره ها تشنه ياس مرهمه
اين روزا اشك مون فقط چاره ي بي قراريه
تنها پناه آدما عكساي يادگاريه
اين روزا فصل غربت عشق و يبدهاي مجنونه
بغضاي كال باغچه منتظر يه بارونه
اين روزا دوستاي خوبم همديگر رو گم ميكنن
دلاي پاك و ساده رو فداي مردم ميكنن
اين روزا آدما كمن پشت نقاب پنجره
كمتر ميبيني كسي رو كه تا ابد منتظره
مردم ما به همديگه فقط زود عادت مي كنن
حقا كه بي وفايي رو خوب رعايت ميكنن
درسته كه اينجا همه پاييزا رو دوست ندارن
پاييز كه از راه ميرسه پا روي برگاش مي ذارن
اما شايد تو زندگي يه بغض خيس و كال دارن
چند تا غم و يه غصه و آرزوي محال دارن

             

+ نوشته شده در  چهارشنبه دوم آبان 1386ساعت 18:50  توسط آشـــنا | 

یادمان باشد از امروز خطایی نکنیم
گر چه در خود شکستیم صدایی نکنیم
یادمان باشد اگر شاخه گلی را چیدیم
وقت پرپر شدنش سوز و نوایی نکنیم
یادمان باشد سر جاده عشق
جز برای دل محبوب دعایی نکنیم
یادمان باشد اگر خاطرمان تنها شد
طلب عشق ز هر بی سر و پایی نکنیم
دوستان به خدا بی وفایی نکنید
با دل شکسته جدایی نکنید

+ نوشته شده در  شنبه چهاردهم مهر 1386ساعت 19:5  توسط آشـــنا | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
درباره وبلاگ
به چشمم اشک ماتم حلقه بسته
دلم در حلقه غم ها نشسته
لبم بی نغمه مانده سینه پر درد
زبانم بسته و سازم شکسته

نوشته های پیشین
هفته چهارم مرداد 1387
هفته سوم اردیبهشت 1387
هفته چهارم بهمن 1386
هفته اوّل دی 1386
هفته دوم آذر 1386
هفته اوّل آبان 1386
هفته دوم مهر 1386
هفته اوّل مهر 1386
*دوســـتای گلــــم*
پائولو کوئلیو
ღ♥ღخاطرات مرده ღ♥ღ ღ♥ღ
جادوی خیال
پرستوی مهاجر(شقایق)
هیچ هدیه ای زیباتر از گل نیست
برای با تو بودن دنبال یک بهانه ام
انتظار فرج
عشق اساطیری
๑۩۞۩๑نازنین من2 ๑۩۞۩๑
دریــــا به اشک تلخش خندید(فاطمه جوووون)
•*´¨`*مسافر غریب.•*´¨`*.
الهه ی مهربانی
همیشه بهار
حرفهای نگفته
پرواز عشق
عاشقانه های سرگردان
عاشق
بن بست تنهایی
تو بهونه ی هر عاشق واسه زنده موندنی
دختر برفی
پسره تنها(خاطره)
SOKOTE-GHARIBEH
کویر دل
love
ماه بانو
موج دیوانه
.:عشق زیباست:.
باران...آنتی پسر
دخترها...دختر برتر از پسر آمد پدید
زمزمه دلتنگی
قندیل تنهایی من
چوب سرد
یه گونی خرت و پرت
نیلوفری
عشق همیشگی
ستاره ای در آسمان من
ت مثل تنـهـــــــایی
به نام آنکه عشق را در نگاه و اشک را در جدایی آفرید
خسته ودربدرشهرغمم شبم از هرچی شب سیاهتره
تنها عاشق تنها
هرچی ترفندو نرم افزار بخوای هست
عشق زیباست.............
ورود آقایان ممنوع
ما زنده به آنیم که آرام نگـــــیریم
درد بی درمان (مونا جوووووووووووون)
اسم قشنگت شده عادت رو لبهام(عاطفه و مازیار)
عشق مرده
در انتظار خوشبختی
اس ام اس و جوک جدید
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM

طراح قالب

دیجیتال کیوان

کد آهنگ در موزیک رضا